صدایی مرموز با من سخن میگوید.من راه میروم،او «بنشین» میگوید؛گاهی آرام،گاهی با تشر.هیچ رحمی هم در کارش نیست.دوباره جایی سبز شدهام،با کسی که نمیشناسم؛قرار دیوانگی گذاشتهام.در کافهای شبیه خانهی م...
صدایی مرموز با من سخن میگوید.من راه میروم،او «بن...
03:35
0
4 روز پیش
03:35
سرو کوهی
0
2 هفته پیش
هی سرو کوهیدامنت! چین چین پر از گلهای بلورینشستهام در زیر سایهات بر روی نیمکتی از جنس خودتدر این هوای آفتابی به یاد دوران جوانیچه خبر اول از پرندگانتاز آن چلچلههای خوش نغمهخوانت از آن لحظههای ن...
هی سرو کوهیدامنت! چین چین پر از گلهای بلورینشستها...
05:34
0
2 هفته پیش
05:34
خزان
12
1 ماه پیش
خزانی در راه استکمی سوز و سرما در راه استحرف برای نگفتن بیشمار مهیا هستدر میان اشک و ناله و آهنگاهم هنوز به رنگ کمان بعد باران استغبار سفر که بنشینددل و دلداده که کنار هم نشیندآغوش بعد مدتها سرانجا...
خزانی در راه استکمی سوز و سرما در راه استحرف برای ...
01:59
12
1 ماه پیش
01:59
افسانه
11
3 ماه پیش
بوم نقاشیست این جهاندر دست هر کس قلمیست تو بخوان جان هر کسی میکشد آن روی پرده به شیوهایمن عاشق او که کشیده چیزی شبیه بیشهایآهوی گرفتار در چنگال شیر گرسنهای آهوی اما صاحبِ بچهایبچه ترسان و...
بوم نقاشیست این جهاندر دست هر کس قلمیست تو بخ...
03:10
11
3 ماه پیش
03:10
تک ستاره
57
5 ماه پیش
این آسمان توست؟مشتم را باز کن ببین چه در من از توستصدایت هنوز در گوشم استکه میپرسی، هنوز او هست؟و من چتری میشود برای توو تو ناگهاه از میان انگشتانم میلغزی از میان همان نقطههای کور زندگیمآری، ...
این آسمان توست؟مشتم را باز کن ببین چه در من از ت...
02:31
57
5 ماه پیش
02:31
سکوت
42
9 ماه پیش
هر روز شب از راه میرسد هر بار دوباره خاک سرد میشودهر شب این دل برایت تنگ میشودصورتت را به زمین بچسبان ببین آرام میشود؟آری چنین میشودجان که لبریز میشود چشم پر از اشک میشودخورشید که ناپدید میش...
هر روز شب از راه میرسد هر بار دوباره خاک سرد می...
02:46
42
9 ماه پیش
02:46
تردید
21
10 ماه پیش
شده در کوچهای قدم بگذاری بیآنکه بدانی چرا؟یا بپیچی در جادهای اما ندانی کجا میبرد آن راه تو را؟شده در چشمان کسی نظر کنی که پاک ببرد حواس تو را؟ یا زیباییش بپراند هوش تو را؟کجا میبرد این تردید، م...
شده در کوچهای قدم بگذاری بیآنکه بدانی چرا؟یا بپ...
02:07
21
10 ماه پیش
02:07
ماتیک
35
10 ماه پیش
اجازه دارم باقیمانده قهوهات را سر بکشم؟کمی از ماتیکت هم روی فنجان ماندهمیتوانم آن را به صورتم بکشم؟چطور شد؟ مثل تو زیبا شد؟چقدر تا تحویل سال مانده؟یعنی اینهمه راه تا رسیدن به دلت مانده؟!چقدر امروز ا...
اجازه دارم باقیمانده قهوهات را سر بکشم؟کمی از مات...
02:44
35
10 ماه پیش
02:44
نیم نگاه
20
10 ماه پیش
نگاهم که به نگاهت میافتد،در دلم آشوب میافتدبا خود میگویم: آیا او هم هر شب قبل خواب به یاد من میافتد؟وقتی فکر کسی در جانت میافتد،این چنین نیست که تنها دماغت از کار میافتدیک جهانت از پا میافتدعش...
نگاهم که به نگاهت میافتد،در دلم آشوب میافتدبا خ...
01:33
20
10 ماه پیش
01:33
چشم انتظار
15
10 ماه پیش
کوچ میکنم میروم از اینجاخانهام هرجامن یک دوره گردمدورت بگردم!من به دوردستها میاندیشم من خود یک اندیشهامحبسشده در یک شیشهامبا دیوارهایی نازکبا من به آرامی حرف بزنکنارم کمی بنشین با من حرف بز...
کوچ میکنم میروم از اینجاخانهام هرجامن یک دوره گ...
03:49
15
10 ماه پیش
03:49
مشت کرده
11
11 ماه پیش
ایستاده، مشت کرده، پشت کردهبه هر آنچه میپرستیدقسم به همان که میپرستید روبرویم راهیست که هموار نیستدر دل جایی برای رشک فردا نیستمگر صورتی هست که نقش تو در آن پیدا نیستهر که غایت زن در او پیدا نیستو...
ایستاده، مشت کرده، پشت کردهبه هر آنچه میپرستیدقسم...
02:12
11
11 ماه پیش
02:12
تلخ، شیرین
16
1 سال پیش
چگونه ادا کنم؟چگونه گره از این سخن خود باز کنم؟چگونه فریاد زنم با دهانی که خودخواسته فرو بستهام؟حتی میلرزد قلمم وقتی که به آن میاندیشم وقتی که شیطان خودی مینمایدبا برق چکه و صدای سم خود عرض اندام...
چگونه ادا کنم؟چگونه گره از این سخن خود باز کنم؟چگو...
03:41
16
1 سال پیش
03:41
ژرف
17
1 سال پیش
از زبان تو میگویماز باورهای عمیق تواز ترسهای رخنه کرده در درون تواز حسهای لبریز شدهاز زخمهای تیره شدهاز تنهاییهایت از جداییهایتاز پلشتی اطرافیانتاز عشقهای بی سر و تهاز یک عمر دویدنهای بیره...
از زبان تو میگویماز باورهای عمیق تواز ترسهای رخن...
03:20
17
1 سال پیش
03:20
زبان سرخ
15
1 سال پیش
ایستادهای و به نقطهای خیره شدهایگه گاهی هم نیم نگاهی به من میاندازیمیدانم تو این راه را قبلا بارها رفتهایو هزاران بار هم آنرا در ذهنت مرور کردهایاما من چه کمکی میتوانم به تو بکنممن هم مثل خود...
ایستادهای و به نقطهای خیره شدهایگه گاهی هم نیم...
05:46
15
1 سال پیش
05:46
قهوه تلخ
50
1 سال پیش
همین بود، نبود؟ شب بود، نبود؟ ترسیده بود، نبود؟ تنها بود، تنها مثل یک مرداب بیحرکت، بیمعنی، بیجهت و تلخ! چه میشد کرد؟ چه میتوانست کرد؟ چه باید میکرد؟ باز شاید تشعشش آفتابی یا تابش نور مهتابی یا ...
همین بود، نبود؟ شب بود، نبود؟ ترسیده بود، نبود؟ تن...
03:34
50
1 سال پیش
03:34
دلتنگی
34
1 سال پیش
حالت چطور است؟ امروز چشمانت چه رنگ است؟ پیراهنت بوی پرتغال میدهد؟ رنگ موهایت به شرابی طعنه میزند؟ ساعت چند است؟ پاییز شما هم برگریزان میشود؟ آفتاب، مهمان اتاقت میشود؟ پنجرهات رو به دریاچه با...
حالت چطور است؟ امروز چشمانت چه رنگ است؟ پیراهنت بو...
01:38
34
1 سال پیش
01:38
سیاهی
17
1 سال پیش
تاریکی هجوم آوردهاز نشخوارهای ذهن هزاران دیو سربرآورده باز شب شدهباز این سر بی صاحب شدهفکر و خیالات چون شغالان گشنه باهم غلاویز شدهخون هم میرزندتن را به هم میریزندآب نجس بر سر و صورت هر چه سجاده پ...
جاده مرا میخواندجاده رگ خواب مرا میداند من از تبار جاماندگانم از در یکجا ماندن بیزارممن به یک رود میمانمدایم هوای رفتن در سرم دارم آن عقابی که در آسمان در حال جولان استگه در صعود و گه در فرود استا...
جاده مرا میخواندجاده رگ خواب مرا میداند من از تبا...
05:30
29
1 سال پیش
05:30
بازنده
22
1 سال پیش
یکبار که باد میوزد وقتی که دلت میلرزدبر روی تپهای بایستچشمانت را ببندو دستانت را به پهنای خیالت باز کنبگذار تن تو سد عبور باد شودبعد با لبانت آن را مزه مزه کنببین سرد است یا گرم؟خشک است یا نرم؟تند ...
یکبار که باد میوزد وقتی که دلت میلرزدبر روی تپه...
04:26
22
1 سال پیش
04:26
یک تابستان داغ
19
1 سال پیش
در یک تابستان داغ به سراغت خواهم آمدپای پیاده و از یک راه کوهستانیطولانیترین مسیر را هم برای خود انتخاب خواهم کردسنگلاخترینش را، دشوارترینش راخود را برای تو آماده خواهم کرد من سفری عاشقانه خواهم داشت...
در یک تابستان داغ به سراغت خواهم آمدپای پیاده و از...
02:22
19
1 سال پیش
02:22
عشق
21
1 سال پیش
عشق یعنی زندگی زیباست! من زیبایم، تو زیبایی و این جهان زیباست. عشق یعنی همه چیز در جهان برای نمایش دلدادگی مهیاست. پرده برافتاده و زمین صحنه رقص و آواز ماست. عشق یعنی جهان در نبود تو بیمعناست. پایان ...
عشق یعنی زندگی زیباست! من زیبایم، تو زیبایی و این ...
03:01
21
1 سال پیش
03:01
معجزه زندگی
16
1 سال پیش
وقتی که تمامی راهها بسته میشودیا جسم و جان با هم خسته میشودتازه ریزش باران شروع میشود همه چیز یکدفعه دگرگون میشودبرکهها از آب پربیشهها مملو از صدای شرشرو دلها صاف و پاک به درخشانی یک دُروقت...
وقتی که تمامی راهها بسته میشودیا جسم و جان با ه...
03:29
16
1 سال پیش
03:29
سفر کرده
18
1 سال پیش
ای یار سفر کرده، ما را کشت غم هجران توبگو آخر چه بود آن خواب که برد هوش از سر تودر کدامین سرزمین افتاده بود کلاه از سر تو گفتی زود میرود نام و خاطرهام ز یاد توبیمعرفت، هر شب از خواب میپرم به یاد...
ای یار سفر کرده، ما را کشت غم هجران توبگو آخر چه ب...
02:32
18
1 سال پیش
02:32
جهان من
16
2 سال پیش
در سینه رازی دارمبنشین ای دوست با تو صحبت نازی دارمچرا هر وقت که شقایق میبینم من هم شوق آواز دارمتو بگو ای دوستاین چه سریست که من با جهان بیرون دارمچرا هربار که اشک میریزم مثل اینکه هیزم بر روی آ...
در سینه رازی دارمبنشین ای دوست با تو صحبت نازی د...
01:44
16
2 سال پیش
01:44
راز و نیاز
21
2 سال پیش
صدای پای تو میآیدگوش کن! ببین دل با یک صدا به چه تاب میآیدهر چه تا به امروز در سینه ریخته بودمبه هیجانی بر روی آب میآید کاش کمی باران بیاردخاک کمی بوی نم بگیرددوست دارم عطر تو را وقتی رنگ خاک به...
صدای پای تو میآیدگوش کن! ببین دل با یک صدا به چه ...
02:23
21
2 سال پیش
02:23
با تو، بی تو
18
2 سال پیش
با چشمان تو میبینم، با لبهای تو میخوانم، در نفسهای تو پیچیدهکلاف سردرگم زندگانیابرهای پریشانیم بر پیشانیم آخر چگونه سرد شودند تا وقتیدر پای تو من در حال جانفشانیامبا آنکه شب و روز از کوی تو در ح...
با چشمان تو میبینم، با لبهای تو میخوانم، در نفسه...
01:23
18
2 سال پیش
01:23
کافه
39
2 سال پیش
دلم یک سفر میخواهدیک سفر دورخیلی دورآنقدر دور که هیچ صدای آشنایی به گوشم نرسدکه چه کنم؟که کمی قدم بزنمکجا؟در کوچهها، در پس کوچهها، در بازار، در میان حجلههاتا کی؟تا وقتی که خسته شود پایمکه میشود و...
دلم یک سفر میخواهدیک سفر دورخیلی دورآنقدر دور که ...
02:36
39
2 سال پیش
02:36
برای که
24
2 سال پیش
به من بگو چرا؟جان من، به من بگو چرا؟!نترس این تنها یک شوخی بوددنبال چرایی نیستمراستش را بخواهی دیر زمانیست که دیگر دنبال چرایی نمیرومچرایی اصلا چه اهمیتی دارداما دلم میخواهد بدانم برای «که»؟برای «ک...
به من بگو چرا؟جان من، به من بگو چرا؟!نترس این تنها...
04:30
24
2 سال پیش
04:30
تنگ آب
24
2 سال پیش
خواب بودمچون جسم مردهای چند صباحی بر دار بودمگمان میبردم چون جسم متحرکی دارم بیدار بودمنمیدانستم اما تنها در مسیر باد ایستاده بودممن اسیر پنجههای باد بودمو مثل یک ماهی گرفتار تنگ بودمچقدر هم تشنه ...
خواب بودمچون جسم مردهای چند صباحی بر دار بودمگما...
02:05
24
2 سال پیش
02:05
گمگشته
41
2 سال پیش
گمگشته ایستادهام در میان عکسهای توکو پس تو، کو آن رخ همیشه خندان توچگونه من آخر سر کنم با این درد هجران توچگونه میشود فراموش کرد آن شوری که حلقه میزد در چشمان توتا دیروز تو آینهای بودی در مقابل م...
گمگشته ایستادهام در میان عکسهای توکو پس تو، کو آ...
03:12
41
2 سال پیش
03:12
قاف
44
2 سال پیش
گفت این بوی تن است یا که خونگفتم این بوی زایش است به دیده خونقبضه جان از لحظه لخته شدن یک دریا خونبا جیغ و داد و شیحههایی چون فرود تیشه فرهاد بر بیستونتو از این قصه بخوان شرح مفصل حدیث عشق راگفتن ر...
گفت این بوی تن است یا که خونگفتم این بوی زایش است ...
01:55
44
2 سال پیش
01:55
زری
28
2 سال پیش
دستهایت را میبینم طرح و نقشهات را هم میدانماما باز من بیتابم مثل یک بید من لرزانمسایهات را میشناسمطلوعت را بارها و بارها دیدهامدر غروبت، من جای تو ستاره روی هم چیدهاممن اینگونه ظلمت را برچیدها...
دستهایت را میبینم طرح و نقشهات را هم میدانماما ب...
02:09
28
2 سال پیش
02:09
در جستجوی شمس
18
2 سال پیش
منم منم آمدهامخاطرهها، فاصلهها پشت سرم نهادهامپشت در ایستادهامباز کن، جنت و آب زمزمامگرچه هنوز خستهامپیر و پینه بستهامباز توشه سفر بستهامطرح سفر برای عمر بستهامحال در پی یک همسفرم در پی ...
ای که به کعبه میرویترسم که خطا میرویکعبه مقصود در توو تو خوشحال که میرویپیچ زلف یار در دستتتو پی حض کجا میرویکاسه وجودت چنان تنگکه به اشارهای سر میرویکنار ساحل دریا نشستهولی به درونش نمیرویز دیدن...
ای که به کعبه میرویترسم که خطا میرویکعبه مقصود در...
01:37
61
2 سال پیش
01:37
هوس
31
3 سال پیش
پشت سرم سایهای میآیدبرمیگردم و نگاهش میکنمدر دستش یک سبد است با دو سیب قرمز میگویم: سیب میخواهمسیبی برمیدارد و گاز میزندمیگویم: اما من سیب خواستم!با تعجب نگاهم میکندبا انگشتش به خودش و بعد به ...
پشت سرم سایهای میآیدبرمیگردم و نگاهش میکنمدر دس...
01:45
31
3 سال پیش
01:45
سرگردان
25
3 سال پیش
زورقی کوچک بر روی دریا سوی کرانهها روانه بودپشتش ساحل خط لبی باریک به رنگ گل لاله بودرفتم و گفتم ای شیخ کجا، نگرانم که تو بیراهه رویای دریا چنان بیکران است که تو براحتی طعمه شویعمق این بحر نه آن است...
زورقی کوچک بر روی دریا سوی کرانهها روانه بودپشتش...
02:11
25
3 سال پیش
02:11
زمستان مستمر
26
3 سال پیش
میبینی؟! هوا دوباره سرد شدهآب در برکه یخ بسته، چمنزار خالی از چنگ شدهشاخهها خشک و ترد، شبیه استخوانهای قبلِ مرگ شدهبرگها روی زمین ریخته و ریز ریز شده، انگار که چند بار چرخ شدهدوباره باز زمستان شد...
میبینی؟! هوا دوباره سرد شدهآب در برکه یخ بسته، چم...
03:01
26
3 سال پیش
03:01
کوچهها
30
3 سال پیش
درحالیکه که موهایم را شانه میکنم، برمیگردم و به جادهای که از آن آمدهام خیره میشوم. جادهای که هزاران ساعت در اعماق زمان کشیده شده است و میرود و میرود تا میرسد به کوچههاای صدایهای خاموش شده ...
درحالیکه که موهایم را شانه میکنم، برمیگردم و به ج...
02:57
30
3 سال پیش
02:57
حلاج
22
3 سال پیش
من هرگز ندیدهام یا نشنیدهام که کسی مرده باشد. آنهایی هم که از قطار زندگی جاماندهاند تنها از انتخاب کردن باز ایستادهاند و مشعلشان را به دست دیگری سپاردهاند. هر کدام از ما انباشتی از انتخابهای...
من هرگز ندیدهام یا نشنیدهام که کسی مرده باشد. آن...
03:22
22
3 سال پیش
03:22
رها
33
3 سال پیش
میخواهم رها شوم در باداز بال و پر زدن برای لحظهای دست بکشم، بیاندازم خودم را در دامان باد تا ببرد مرا هر جا که دلش خواست و من کمی در خود گم باشممیخواهم که اکسیژن در هوا باشم پر شوم در سینه پیرزنی ت...
میخواهم رها شوم در باداز بال و پر زدن برای لحظهای...
03:43
33
3 سال پیش
03:43
Lost
23
3 سال پیش
Lost in a jungleYour only companion, your shadowAnd a beating heart in the shape of an arrowDon’t know where to goStanding at a crossroadsHave to choose between two roadsOne goes deep, the other one t...
Lost in a jungleYour only companion, your shadowAn...
02:31
23
3 سال پیش
02:31
سراب
25
3 سال پیش
تو برایم خواب بودی، ناب بودیمثل یک حس بیداری، مثل پایان یک تنهاییحسی از جنس کامل بودن، کافی بودننمیدانم چه شد آن حس را ، کجا رفتتنها میدانم که پر زد و رفترفت نشست بالای درختی در نزدیکی خانهماناز آ...
تو برایم خواب بودی، ناب بودیمثل یک حس بیداری، مثل ...
04:46
25
3 سال پیش
04:46
گلین گداخ گزماقا
52
3 سال پیش
این شعر به زبان آذری است. آهنگ پس زمینه هم "تو فقط باش" نام دارد که خوانندهاش مازیار فلاحی است.
...
این شعر به زبان آذری است. آهنگ پس زمینه هم "تو فقط...
02:57
52
3 سال پیش
02:57
سر نگران
24
3 سال پیش
آمدی ای من تو را چشم نگران، ای که در حسرت دیدار تو من شبها چون طفلی گریانکجا بودی ای مه من، ای دلیل کم سو شدن نور دیدههای منبیا بنشین دمی در کنار من، تا بنگری در عمق چشمان منمیبینی نقش صورتی را که ...
آمدی ای من تو را چشم نگران، ای که در حسرت دیدار تو...
03:39
24
3 سال پیش
03:39
خیال غبارآلود
26
3 سال پیش
خیال غبارآلود
...
خیال غبارآلود
11:38
26
3 سال پیش
11:38
آخرین پرواز
22
3 سال پیش
گفتی برورفتم اما در خواب شدماز پلکهایم دو بال ساختماز تو یک فرشته در خیال ساختمآنگاه در میانه آسمانبرای یافتنت مشغول پرواز شدمبه تو که گفته بودماز بیفرشته بودن دگر خسته بودمحال از روی چمنزارها می...
گفتی برورفتم اما در خواب شدماز پلکهایم دو بال ساخ...
05:07
22
3 سال پیش
05:07
خواب پیاله
19
3 سال پیش
خواب پیالهیک روز برف خواهد بارید خیلی عمیقیک روز باران خواهم آمد خیلی شدیدمرا در خود فرو خواهد برد این زخمهای عمیق با دردهایی که میشوند هر روز تشدیدباید رها کنم خود را از افکار پوسیده دفن شده زیر ب...
خواب پیالهیک روز برف خواهد بارید خیلی عمیقیک روز ب...
05:43
19
3 سال پیش
05:43
I’m done!
17
3 سال پیش
I’m done with this world. Everyone; young, middle aged and old. And you too, don’t hide, be bold. Everything is highly priced or marked as sold. And where’s your price ticket, you young fellow citizen...
I’m done with this world. Everyone; young, middle ...
03:00
17
3 سال پیش
03:00
غزل و شعر تویی
27
3 سال پیش
غزل و شعر تویی، مرهم و درد همه یکجا تویینور تویی شمع تویی، دلیل شادی هر جمع توییمکتب و درس تویی، قلم و جوهر دفتر مشق توییدلیل گریههای بیوقت من، باعث جوهر پسداده توییناز تویی عشوه تویی، افسونگر هو...
غزل و شعر تویی، مرهم و درد همه یکجا تویینور تویی ش...
02:39
27
3 سال پیش
02:39
آشیانه گرم
19
3 سال پیش
چگونه میشود گفت آن جمله (دوستت دارم) راویران کرد، دوباره چید و بنا کرد این واژههای بهم پیوسته راو در جهانی به این آشفتگی، منتظر گذاشت جانهای آکنده از درد و رنج راچگونه میتوان زیر باران راه رفتدید...
چگونه میشود گفت آن جمله (دوستت دارم) راویران کرد...