• 1 ماه پیش

  • 6

  • 03:10
توضیحات
بوم نقاشی‌ست این جهاندر دست‌ هر کس قلمی‌‌‌ست تو بخوان جان هر کسی می‌کشد‌ آن روی پرده به شیوه‌ایمن عاشق او که کشیده چیزی شبیه بیشه‌ای‌آهوی گرفتار در چنگال شیر گرسنه‌ای آهوی اما صاحبِ‌ بچه‌ایبچه ترسان و لرزان پنهان شده پشت بوته‌اینگران از اینکه فردا چه خواهد شدشیر من‌ از کجا فراهم خواهد شدبسیار درد است در این داستان زندگیزندگی چون آینه‌‌ایست از این دست برهنگی‌اما مگر چاره‌ای‌‌‌ هم هست جز صبر کردنعشق بر او که مشهور گشت به رحم کردنکه روزهای وصل حتما خواهد رسیدچه او بهتر از ما میداند چه بر ما رسیداو و این لحظه‌‌ها از هم جدا نیستندلحظه‌ها چون عدم فکر کن که نیستندبود و نبود لحظه‌ها خود اصلا مهم نیستندچرا که سرنوشت‌‌‌ ما از خود ما جدا نیستندما و او هر دو ز یک نقطه ریشه داریم ‌ما خود دستی بر سرنوشت‌‌ خود داریماو ناخدای‌ کشتی و ما سایه‌بانیمدر این دریای ازل ما غزل سراییم‌تا وقتی که کشتی به گل نشیندکه آن روز ما چه غریبانیم ‌پس چه بهتر که تا توانیم کوشیمکز رنج‌هایمان قصه و‌ افسانه سازیم

با صدای
دسته بندی‌ها

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads