پادکست رندانه به روایت استاد گرانقدر دکتر علیرضا بهرامی به تحلیل و توصیف آثار کلاسیک ادبیات ایران به شیوهای نو میپردازد که کمتر به آنها پرداخته شده است. از حماسههای بلند و غزلهای آتشین تا حکایات پندآموز و سیر و سلوک شعرا و ادبا، «رندانه» سعی در زنده کردن جایگاه ادب و فرهنگ پارسی در زندگی امروز روزگار ما دارد.
BRAND_USER
16 ساعت پیشدر دام فتاده آهویی چند/ محکم شده دست و پای در بند صیاد بدین طمع که خیزد/ خون از تن آهوان بریزد مجنون به شفاعت اسب را راند/ صیاد سوار دید و درماند گفتا که به رسم دامیاری/ مهمان توام بدانچه داری دام از سر آهوان جدا کن/ این یک دو رمیده را رها کن بیجان چه کنی رمیدهای را؟/ جانی است هر آفریدهای را چشمی و سرینی اینچنین خوب/ بر هر دو نبشته غیر مغضوب دل چون دهدت که برستیزی؟/ خون دو سه بیگنه بریزی؟ آن کس که نه آدمی است گرگ است/ آهوکُشی آهویی بزرگ است... لذت بردیم استاد بهرامی بزرگوار🌷
BRAND_USER
2 روز پیشچو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری/ خورد ز غیرت روی تو هر گلی خاری ز کفر زلف تو، هر حلقهای و آشوبی/ ز سحر چشم تو، هر گوشهای و بیماری مرو چو بخت من ای چشم مست یار به خواب/ که در پی است ز هر سویت آه بیداری نثار خاک رهت نقد جان من هر چند/ که نیست نقد روان را بر تو مقداری دلا! همیشه مزن لاف زلف دلبندان/ چو تیرهرأی شوی کی گشایدت کاری؟ سرم برفت و زمانی به سر نرفت این کار/ دلم گرفت و نبودت غم گرفتاری چو نقطه گفتمش «اندر میان دایره آی»/ به خنده گفت که «ای حافظ! این چه پرگاری» دکتر بهرامی بزرگوار، استفاده بردیم🌷
BRAND_USER
3 روز پیشصوفی نَهاد دام و سَرِ حُقِّه، باز کَرْد/ بُنْیادِ مَکْر با فَلَکِ حُقِّهباز کَرْد بازیِّ چَرْخ بِشْکَنَدَش بِیْضِه دَر کُلاه/ زیرا که عَرْضِ شُعْبَدِه با اَهْلِ راز کَرْد ساقی! بیا! که شاهِدِ رَعْنایِ صوفیان/ دیگَر به جِلْوِه آمد و آغازِ ناز کَرْد این مُطْرِب اَز کُجاست که سازِ عِراق ساخت؟/ وآهَنْگِ بازْگَشْت به راهِ حِجاز کَرْد؟ ای دِل! بیا! که ما بِه پَناهِ خُدا رَویم/ زآنْچ آسْتینِ کوتَه و دَسْتِ دِراز کَرْد صَنْعَت مَکُن که هَرکِه مُحَبَّت، نَه راسْت باخْت/ عِشْقَش به رویِ دِل، دَرِ مَعْنی، فَراز کَرْد فَرْدا که پیشگاهِ حَقیقَت شَوَد پَدید/ شَرْمَنْدِه رَهْرُوی کِه عَمَل بَر مَجاز کَرْد اِی کَبْکِ خوشخُرام! کُجا میرَوی؟ بِایست!/ غَرِّه مَشو! که گُرْبِهٔ زاهِد، نَماز کَرْد «حافِظ»! مَکُن مَلامَتِ رِنْدان! که دَر اَزَل/ ما را خُدا زِ زُهْدِ ریا، بینیاز کَرْد با سلام و سپاس از کلاس درس استاد بزرگوار، لذت بردم🌷
Sanaz
3 روز پیشبینظیر و کامل است.👏👏👏👏👏احسنت به این تولید محتوای قوی
BRAND_USER
4 روز پیشارزش چنین کارهایی تنها در شرح غزلیات حافظ نیست؛ در زنده نگهداشتن سنت اندیشیدن، تأمل کردن و دوباره دیدن جهان از دریچهی کلام اوست. سپاسگزارم استاد، که دانش و ذوقتان را چنین سخاوتمندانه با ما به اشتراک میگذارید🙏🏻
BRAND_USER
4 روز پیشبه صحرا رو که از دامن، غبارِ غم بیَفشانی/ به گلزار آی کز بلبل، غزل گفتن بیاموزی چو امکانِ خُلود ای دل! در این فیروزهایوان نیست/ مجال عیش فرصت دان، به فیروزی و بهروزی طریق کامبخشی چیست؟ ترکِ کامِ خود کردن/ کلاهِ سروری آن است، کز این ترک بر دوزی ندانم نوحهٔ قمری، به طرْف جویباران چیست/ مگر او نیز همچون من، غمی دارد شبانروزی؟ مِیی دارم چو جان، صافی و صوفی میکند عیبش/ خدایا هیچ عاقل را، مبادا بختِ بد، روزی جدا شد یار شیرینت، کنون تنها نشین ای شمع!/ که حکم آسمان این است اگر سازی و گر سوزی به عُجْبِ علم نتوان شد، ز اسباب طرب محروم/ بیا ساقی که جاهل را هنیتر میرسد روزی چو گل گر خردهای داری، خدا را صرفِ عشرت کن/ که قارون را غلطها داد، سودای زراندوزی سخن در پرده میگویم، چو گل از غنچه بیرون آی/ که بیش از پنج روزی نیست، حکمِ میرِ نوروزی شاد و خوشحال شدم، که یک بار دیگر سر کلاس درس استاد حاضر شدم🌷
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است