BRAND_USER
1 روز پیشدر دام فتاده آهویی چند/ محکم شده دست و پای در بند صیاد بدین طمع که خیزد/ خون از تن آهوان بریزد مجنون به شفاعت اسب را راند/ صیاد سوار دید و درماند گفتا که به رسم دامیاری/ مهمان توام بدانچه داری دام از سر آهوان جدا کن/ این یک دو رمیده را رها کن بیجان چه کنی رمیدهای را؟/ جانی است هر آفریدهای را چشمی و سرینی اینچنین خوب/ بر هر دو نبشته غیر مغضوب دل چون دهدت که برستیزی؟/ خون دو سه بیگنه بریزی؟ آن کس که نه آدمی است گرگ است/ آهوکُشی آهویی بزرگ است... لذت بردیم استاد بهرامی بزرگوار🌷
محتوایی پیدا نشد
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است