آریا آن شب به خانه نمیرود و به دفتر کارش در طبقه چهلم برج پناه میبرد. حملهی روحی شدیدتر از همیشه است و او در تاریکی مطلق، با خودش خلوت میکند. ترسی مرگبار از «تنهایی مطلق» او را وادار کرده بود دو زنِ بیگناه را به بازی بگیرد. حالا در میان چراغهای چشمکزنِ شهر، او با حقیقتی تلخ روبهرو میشود؛ راهی برای فرار از این ویرانی نمانده است...
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است