یاری اندر کس نمیبینیم، یاران را چه شد؟
دوستی کی آخر آمد؟ دوستداران را چه شد؟
کس نمیگوید که یاری داشت حقّ دوستی
حقشناسان را چه حال افتاد؟ یاران را چه شد؟
آب حیوان تیرهگون شد، خضر فرخپی کجاست؟
گل بگشت از رنگ خود، باد بهاران را چه شد؟
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد؟ شهریاران را چه شد؟
لعلی از کان مروّت برنیامد سالهاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد؟
گوی توفیق و کرامت در میان افکندهاند
کس به میدان درنمیآید، سواران را چه شد؟
صدهزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست
عندلیبان را چه پیش آمد؟ هزاران را چه شد؟
زهره سازی خوش نمیسازد، مگر عودش بسوخت
کس ندارد ذوق مستی، میگساران را چه شد؟
حافظ، اسرار الهی کس نمیداند؛ خموش
از که میپرسی که دور روزگاران را چه شد؟
موسیقی این قسمت برگرفته از آلبوم بیداد به آهنگسازی پرویز مشکاتیان و خوانندگی محمدرضا شجریان
یا از طریق شماره کارت:
5859831122801094
حمایت برای ساکنان خارج از ایران
اولین نفر کامنت بزار
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
حال خونیندلان که گوید باز؟
دوش در حلقۀ ما قصۀ گیسوی تو بود
...صبحدم مرغِ چمن با گلِ نوخاسته گفت
خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است؟...
منم که شهرۀ شهرم به عشق ورزیدن
...چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
وان...
حاشا که من به موسم گل ترک می کنم
م...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است