درک بالینی و علمی از اختلال طیف اوتیسم (ASD) طی دو دهه گذشته دچار تحول بنیادین شده است. جامعه علمی از دیدگاه تاریخی که اوتیسم را نوعی روانپریشی نادر با شروع در دوران کودکی میپنداشت، فاصله گرفته و اکنون بر روی یک چارچوب عصبی-تحولی (Neurodevelopmental) توافق دارد. این چارچوب، اوتیسم را به عنوان طیفی مادامالعمر و بسیار ناهمگون از شرایط عصبی به رسمیت میشناسد که با تفاوتهایی در ارتباطات اجتماعی و پردازش حسی مشخص میشود. گزارش حاضر سنتز جامعی از شواهد علمی موجود است که از ژنتیک مولکولی و نوروبیولوژی آغاز شده و تا تغییرات پارادایمهای جامعهشناختی در خصوص تنوع عصبی (Neurodiversity) امتداد مییابد.
برآوردهای شیوع فعلی نشاندهنده افزایش قابل توجهی در موارد تشخیص داده شده است، پدیدهای که به گسترش معیارهای تشخیصی، افزایش آگاهی عمومی و شناسایی فنوتیپهای متنوع، بهویژه در زنان و بزرگسالان نسبت داده میشود. اجماع در مورد اتیولوژی (سببشناسی) به تعامل پیچیدهای بین عوامل ژنتیکی با وراثتپذیری بالا و مواجهات محیطی خاص اشاره دارد و بهطور قطع واکسیناسیون را به عنوان یک مکانیسم علی رد میکند. علاوه بر این، مدیریت بالینی ASD در حال گذار از اصلاح رفتاری مبتنی بر انطباق (Compliance-based) به سمت مراقبتهای تأییدکننده تنوع عصبی (Neuro-affirming care) است که کیفیت زندگی، سلامت روان و حذف موانع اجتماعی را بر سرکوب ویژگیهای اوتیستیک ارجح میداند.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است