سالها دل طلبِ جامِ جم از ما میکردوآنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا میکردگوهری کز صدفِ کون و مکان بیرون استطلب از گمشدگانِ لبِ دریا میکردمشکلِ خویش بَرِ پیرِ مُغان بُردم دوشکاو به تأییدِ نظر حلِّ معمّ...
سالها دل طلبِ جامِ جم از ما میکردوآنچه خود داشت ...
01:42
63
1 سال پیش
01:42
حافظ - دیوان غزلیات - غزل شماره ۳۱۷
143
1 سال پیش
فاش میگویم و از گفتهٔ خود دلشادمبندهٔ عشقم و از هر دو جهان آزادمطایرِ گلشنِ قُدسم چه دهم شرحِ فِراق؟که در این دامگَهِ حادثه چون افتادممن مَلَک بودم و فردوسِ بَرین جایَم بودآدم آورد در این دیرِ خراب آ...
فاش میگویم و از گفتهٔ خود دلشادمبندهٔ عشقم و از ه...
01:30
143
1 سال پیش
01:30
حافظ - دیوان غزلیات - غزل شماره ۱۷۹
66
1 سال پیش
رسید مژده که ایّامِ غم نخواهد ماندچنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماندمن ار چه در نظرِ یار خاکسار شدمرقیب نیز چنین محترم نخواهد ماندچو پردهدار به شمشیر میزند همه راکسی مُقیمِ حریمِ حَرَم نخواهد ماندچ...
رسید مژده که ایّامِ غم نخواهد ماندچنان نماند چنین ...
01:29
66
1 سال پیش
01:29
حافظ - دیوان غزلیات - غزل شماره ۷۱
143
1 سال پیش
زاهدِ ظاهرپرست از حالِ ما آگاه نیستدر حقِ ما هر چه گوید جایِ هیچ اکراه نیستدر طریقت هر چه پیشِ سالک آید خیرِ اوستدر صراطِ مستقیم ای دل کسی گمراه نیستتا چه بازی رخ نماید بیدَقی خواهیم راندعرصهٔ شطرنجِ ...
زاهدِ ظاهرپرست از حالِ ما آگاه نیستدر حقِ ما هر چه...
04:25
143
1 سال پیش
04:25
حافظ - دیوان غزلیات - غزل شماره ۳۱
109
1 سال پیش
آن شبِ قدری که گویند اهلِ خلوت امشب استیا رب این تأثیرِ دولت در کدامین کوکب است؟تا به گیسویِ تو دستِ ناسزایان کم رسدهر دلی از حلقهای در ذکرِ یارب یارب استکشته چاه زنخدان توام کز هر طرفصد هزارش گردنِ ...
آن شبِ قدری که گویند اهلِ خلوت امشب استیا رب این ت...
03:08
109
1 سال پیش
03:08
حافظ - دیوان غزلیات - غزل شماره ۱۷
47
1 سال پیش
سینه از آتش دل، در غمِ جانانه بسوختآتشی بود در این خانه که کاشانه بسوختتنم از واسطهٔ دوریِ دلبر بگداختجانم از آتشِ مهرِ رخِ جانانه بسوختسوزِ دل بین که ز بس آتش اشکم، دلِ شمعدوش بر من ز سرِ مِهر، چو پر...
سینه از آتش دل، در غمِ جانانه بسوختآتشی بود در این...
01:29
47
1 سال پیش
01:29
ابوسعید ابوالخیر - رباعیات - رباعی شماره ۱۰
58
1 سال پیش
یا رب مکن از لطف پریشان ما راهر چند که هست جرم و عصیان ما راذات تو غنی بوده و ما محتاجیممحتاج به غیر خود مگردان ما راابوسعید ابوالخیر...
یا رب مکن از لطف پریشان ما راهر چند که هست جرم و ع...
00:32
58
1 سال پیش
00:32
عارف قزوینی - غزلیات - شماره ۳۵
94
1 سال پیش
گدای عشقم و سلطان حسن شاه من است به حسن نیت عشقم خدا گواه من است خیال روی تو در هر کجا که خیمه زند ز بیقراریام آنجا قرارگاه من است به محفلی که تویی صدهزار تیر نگاه روانه گشته ولی کارگر نگاه من ...
گدای عشقم و سلطان حسن شاه من است به حسن نیت عشقم ...