راست میگفتن؛ چشمهای خواهرم خیلی قشنگه. مامان یه وقتایی بهش خیره میشد و لبخند میزد. حق داشت از دیدن اون چشمها دلش سیر نشه. آخه اون چشمها مامان رو یاد جده مینداخت. دروغ چرا؛ یه وقتایی حسودیم میشد. از حسودی هم عروسک خرسی صورتی رنگم رو که بابا برام خریده بود بهش نمیدادم.
رادیو غزه روایت زندگی و مقاومت مردم غزه
فصل دوم تلک القضیه
اپیزود سوم: الفتاة!
به روایت: فرشته سادات عطایی
با صدای حانیه عبدالعیپور
بر اساس طرحی از فواد عبدالعلیپور
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است