زبان قصهها (۱۵) – ارزشش را داشت، آیا خدایی وجود دارد؟
39
7 سال پیش
– در جنگ جهانی اول یکی از سربازا از توی سنگرش میبینه که دوستش درست وسط میدان جنگ تیر خورده سرباز با اینکه خطر مرگ رو جلوی چشماش میدید تصمیم میگیره که به کمک دوستش بره…
– آرایشگری بود که به...
– در جنگ جهانی اول یکی از سربازا از توی س...
09:32
39
7 سال پیش
09:32
زبان قصهها (۱۴) – سبد زغال، زشت اما دوست داشتنی
27
7 سال پیش
– پدربزرگی با نوهاش تو کلبهای کنار رودخونه زندگی میکردن یه روز با سبد زغال یه آزمایشی میکنن
– جولیا تازه وارد مدرسه جدیدش شده بود و چون قیافه خیلی زیبایی نداشت از همون اول مورد تمسخر قرار...
– پدربزرگی با نوهاش تو کلبهای کنار رودخ...
10:02
27
7 سال پیش
10:02
زبان قصهها (۱۳) – خدا و ظرف شیر
27
7 سال پیش
مرد جوانی همیشه تو دلش به خودش میگفت مگه خدا با ما حرف هم میزنه؟ تا اینکه…
...
مرد جوانی همیشه تو دلش به خودش میگفت مگه...
09:56
27
7 سال پیش
09:56
زبان قصهها (۱۲) - آتش نشان
33
7 سال پیش
پسری ۶ ساله دچار بیماری سرطان خون میشه و مادرش سعی میکنه هرطور شده به آرزوی پسرش جامه عمل بپوشونه...
...
پسری ۶ ساله دچار بیماری سرطان خون میشه و...
09:05
33
7 سال پیش
09:05
زبان قصهها (۱۱) – هدیه کریسمس
51
7 سال پیش
پسر بچه قصه ما درست در شب کریسمس مجبور میشه توی برف زمستون یه کار عجیبی بکنه…
...
پسر بچه قصه ما درست در شب کریسمس مجبور می...
24:49
51
7 سال پیش
24:49
زبان قصهها (۱۰) – نمیتوانم
24
7 سال پیش
دونا با شاگرداش تصمیم میگیرن تمام ناتوانیهای خودشونو روی کاغذ بیارن…
...
دونا با شاگرداش تصمیم میگیرن تمام ناتوان...
09:57
24
7 سال پیش
09:57
زبان قصهها (۹) – مهمترین عضو بدن
21
7 سال پیش
مادری از بچهاش میپرسه مهمترین عضو بدنش چیه ولی جوابهاش مادرشو راضی نمیکنه
پسر بچهای وقتی میفهمه صاحبش ماشینشو از برادرش هدیه گرفته یه آرزوی جالب میکنه که شنیدنیه…
...
مادری از بچهاش میپرسه مهمترین عضو بدنش...
10:00
21
7 سال پیش
10:00
زبان قصهها (۸)- روح یا مقررات
25
7 سال پیش
خواهر و برادری که تصمیم میگیرن نویسنده بشن معلمهای هر کدوم به روش خودشون به اونا کمک میکنن ولی متاسفانه...
...
خواهر و برادری که تصمیم میگیرن نویسنده ب...
10:01
25
7 سال پیش
10:01
زبان قصهها (۷) – اطلاعات لطفا
18
7 سال پیش
ّپسرکی با آدم توی تلفن که بهش میگفتن اطلاعات لطفا آشنا میشه که…
...