توضیحات
ساقیا بر سر جان بار گران است تنمباده ده باز رهان یک نفس از خویشتنممن از این هستی خود نیک به جان آمدهامتو چنان بیخبرم کن که ندانم که منمنَفْس را یار نخواهم که نه زین اقلیممچه کنم صحبت هندو که ز شهر ختنمگل بستان جهان در نظرم چون آیدروضهٔ باغ بهشت است نه آخر چمنمپیش این قالب مردار چه کار است مرانیستم زاغ و زغن، طوطی شکّر سخنممرغ باغ ملکوتم نیَم از عالم خاکدو سه روزی قفسی ساختهاند از بدنمای نسیم سحری بوی نگارم به من آرتا من از شوق، قفس را همه درهم شکنمخنک آن روز که پرواز کنم تا ور یاربه هوای سر کویش پر و بالی بزنمدر میان من و معشوق همام است حجابوقت آن است که این پرده به یک سو فکنملینک های پادکستپادکست شعر و ادب فارسی : پادکست بوطیقا - قسمت سی و هفتم پادکستی برای طنز، هزل و هجو در شعر فارسی : لنترونیشبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقاحمایت مالی از پادکست: دارمتتماس : BoutighaPodcast@Gmail.com Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.