• 1 هفته پیش

  • 10

  • 57:37

ساقیا سایه‌ی ابر است و بهار و لب جوی ۴۸۵

رواق / Ravaq
0
توضیحات
«««««🍷می‌بهـا»»»»»غزل نمره ۴۸۵فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلنساقيا سايه‌ی ابر است و بهار و لب جویمن نگويم چه کن ار اهل دلی خود تو بگویگوش بگشای که بلبل به فغان می‌گويدخواجه تقصير مفرما گل توفيق ببویبوی يکرنگی از اين نقش نمی‌آيد، خيزدلق آلوده‌ی صوفی به می ناب بشویسفله‌طبع است جهان بر کرمش تکيه مکنای جهان‌ديده ثبات قدم از سفله مجویدو نصيحت کنمت بشنو و صد گنج ببراز در عيش درآ و به ره عيب مپویشکر آن را که دگربار رسيدی به بهاربيخ نيکی بنشان و ره تحقيق بجویروی جانان طلبی آينه را قابل سازور نه هرگز گل و نسرين ندمد ز آهن و رویگفتی از حافظ ما بوی ريا می‌آيدآفرين بر نفست باد که خوش بردی بویSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations

با صدای

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها