توضیحات

**خلاصه آیات ۲۲ تا ۲۸ سوره قصص:** این آیات به ورود موسی (ع) به مدین، ملاقات با دختران شعیب و آغاز زندگی جدید او در آن دیار می‌پردازد.


- **ورود به مدین:** چون موسی به سمت مدین رفت، گفت: «امیدوارم پروردگارم مرا به راه راست هدایت کند.»

- **چاه آب:** چون به چاه آب مدین رسید، گروهی از مردم را دید که به چهارپایان خود آب می‌دهند و دو زن را در کناری دید که مانع گوسفندان خود می‌شوند.

- **یاری به دختران:** موسی پرسید: «مشکل شما چیست؟» گفتند: «ما آب نمی‌دهیم تا چوپانان خارج شوند و پدرمان پیرمرد بزرگواری است.»

- **سیراب کردن:** موسی گوسفندان آنان را سیراب کرد، سپس به سایه‌ای پناه برد و گفت: «پروردگارا، من به هر خیری که بر من نازل کنی، سخت نیازمندم.»

- **دعوت به خانه:** یکی از آن دو زن، با شرم و حیا نزد موسی بازگشت و گفت: «پدرم تو را می‌خواند تا پاداش سیراب کردن گوسفندان را به تو بدهد.»

- **ملاقات با پیرمرد:** موسی نزد پدر (شعیب) رفت و داستان خود را بازگو کرد. او گفت: «نترس، از قوم ستمگر نجات یافته‌ای.»

- **پیشنهاد خدمت:** یکی از دختران گفت: «ای پدر، او را استخدام کن؛ چرا که بهترین کسی که استخدام می‌کنی، کسی است که نیرومند و امانت‌دار باشد.»

- **قرارداد ازدواج:** پدر به موسی گفت: «می‌خواهم یکی از این دو دخترم را به همسری تو درآورم به این شرط که هشت سال برایم کار کنی، و اگر ده سال را تمام کردی، از لطف خودت است.»

- **پایان معامله:** موسی گفت: «این پیمانی میان من و توست؛ هر کدام از این دو مدت را انجام دادم، بر من ستمی نیست؛ و خدا بر آنچه می‌گوییم گواه است.»


#سوره_قصص

#داستان_موسی

#مدین

#یاری_به_دیگران

#دعای_موسی

#امانت‌داری

#ازدواج_مقدس

#هجرت

#لطف_الهی

#قرآن_کریم


با صدای
دسته بندی‌ها

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads