• 3 هفته پیش

  • 44

  • 54:35

دو یار زیرک و از باده‌ی کهن دو منی ۴۷۷

رواق / Ravaq
0
توضیحات
«««««🍷می‌بهـا»»»»»غزل نمره ۴۷۷مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن دو يار زيرک و از باده‌ی کهن دو منی فراغتی و کتابی و گوشه‌ی چمنی من اين مقام به دنيا و آخرت ندهم اگر چه در پی‌ام افتند هر دم انجمنی هر آن که کنج قناعت به گنج دنيا داد فروخت يوسف مصری به کمترين ثمنی بيا که رونق اين کارخانه کم نشود به زهد همچو تویی يا به فسق همچو منی ببين در آينه‌ی جام نقش‌بندی غيب که کس به ياد ندارد چنين عجب زمنیز تندباد حوادث نمی‌توان ديدن در اين چمن که گلی بوده است يا سمنی از اين سموم که بر طرف بوستان بگذشت عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند چنين عزيز نگينی به دست اهرمنی مزاج دهر تبه شد در اين بلا حافظ کجاست فکر حکيمی و رای برهمنی؟Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations

با صدای

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها