تا حالا شده وسط زندگی وایستی و از خودت بپرسی: این آدمی که الان هستم، واقعاً خودمم؟
دمیان داستان پسریه که آرومآروم میفهمه بین چیزی که هست و چیزی که ازش انتظار دارن باشه، فاصله زیادی وجود داره.
در این اپیزود، از یکی از مهمترین آثار هرمان هسه حرف میزنیم؛ کتابی درباره هویت، ترس، رشد، تنهایی و شکستن نقابهایی که سالها به چهرهمون چسبیده.
شاید بعضی سفرها از یک شهر به شهر دیگه نباشن. بعضی سفرها از آدمی که بودیم به آدمی که میتونیم بشیم شروع میشن.
این اپیزود درباره لحظهایه که آدم میفهمه برای پیدا کردن خودش، باید از پشت نقابهایی که سالها به چهرهاش چسبیده عبور کنه.
_______________________________
دِمیان — هرمان هسه
فصل هفتم | قسمت ۳۵
_______________________________
🔗اگه از این اپیزود خوشت اومد و دوست داشتی سهمی توی ادامه مسیر ارور ۴۰۴ داشته باشی، از اینجا میتونی حمایتش کنی:
اولین نفر کامنت بزار
فکر کن فقط چهار شب فرصت داشته باشی تا ع...
این اپیزود قراره آرومآروم ببرتت داخل ا...
نمیخوام نصیحتت کنم.
فقط میخوام برات از ...
مکانیزم ماشه فعال شد، همه جا پر از پیش...
در دومین قدم از روایت «آسایش...
تا حالا به لحظههایی فکر کردی که همهچی...
در قسمت بیست و هشتم پادکست ارور 404 میر...
«کتابخانه بابل» یکی از مشهورترین داستان...
در این پادکست، با صدایی زنده و نمایشی، ...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است