در این پادکست به 7 راز مهم برای برقراری ارتباط موفق با انسانها می پردازیم . مطمئنا خیلی از ما برخی از آنها را می دانیم اما تدوین و تجمیع همه موارد مهم در یک ارتباط تاثیر زیادی در توسعه شخصیت فردی ما خواهد داشت.
آرش یک شب به بهانه آوردن آشغال ها سرکوچه می رود که به گربه غذا بدهد ولی چون زمان زیادی را صرف غذا دادن به گربه می کند پدر و مادرش متوجه می شوند و..
...
آرش یک شب به بهانه آوردن آشغال ها سرکوچه می رود که...
10:51
9.3K
10 سال پیش
10:51
چگونه در برنامه پرمشغله روزانه زمانی را برای ورزش کردن کنار بگذارید
196
11 سال پیش
در این پادکست قصد نداریم تئوریهای مدیریت زمان را برایتان عنوان کنیم. کتابهای زیادی درمورد این موضوع نوشته شده است که میتوانید برای این منظور به آنها رجوع کنید. فقط توصیههایی برایتان آوردهایم که ب...
در این پادکست قصد نداریم تئوریهای مدیریت زمان را ...
05:48
196
11 سال پیش
05:48
چند روش ساده برای افزایش طول عمر فرش دستباف
175
11 سال پیش
این روزها خیلی از ما در منزمان از فرشهای دستباف استفاده می کنیم . در این پادکست ما به روشهایی پرداختیم که موجب افزایش طول عمر آنها می شود. با ما همراه شوید....
این روزها خیلی از ما در منزمان از فرشهای دستباف اس...
04:52
175
11 سال پیش
04:52
رازشادی
183
11 سال پیش
داستان با چنین متنی آغاز میشود.
"سال ها پیش در جایی دور،دهکده ای بود. مردم این دهکده از صبح تا شب کار می کردند.هر یک از آنها سعی می کرد تا برای خودش خانه ای داشته باشد و غذایی تهیه کند.هر یک از آن...
داستان با چنین متنی آغاز میشود.
"سال ها پیش در ...
10:41
183
11 سال پیش
10:41
پزشک طمعکار
173
11 سال پیش
داستان با این بخش آغاز می شود :
"روزی روزگاری پیرزنی که به چشم درد مبتلا شده بود،پیش چشم پزشکی رفت و از او خواست تا چشمانش را معالجه کند و هر وقت چشمهای او کاملاً درمان شدند،دستمزدش را بگیرد.چشم پز...
داستان با این بخش آغاز می شود :
"روزی روزگاری پیر...
03:27
173
11 سال پیش
03:27
خداوند گره گشاست
199
11 سال پیش
قسمت ابتدایی داستان :
"در زمانهاي قديم، زن ومرد فقيري كلبه اي نزديك رودخانه داشتند و با ماهيگيري و بافتن تور براي مردم، پولي به دست مي آوردند و زندگي خود و دو فرزندشان را اداره مي كردند. اما يك روز ...
قسمت ابتدایی داستان :
"در زمانهاي قديم، زن ومرد ...
08:00
199
11 سال پیش
08:00
ارباب ظالم
200
11 سال پیش
بخشی از داستان :
"روزی روزگاری ارباب بداخلاق و ظالمی بود که زمین های زراعتی زیادی داشت و کارگران و رعیت های زیادی برایش کار می کردند.ارباب ظالم به رعیت ها و کارگرانش رحم نمی کرد و اگر یکی از آن ها ب...
بخشی از داستان :
"روزی روزگاری ارباب بداخلاق و ظا...
05:12
200
11 سال پیش
05:12
زن با ايمان و مرد تاجر
199
11 سال پیش
...
06:10
199
11 سال پیش
06:10
داستان مدیریت بحران و سه پاکت نامه
219
11 سال پیش
آقای اسمیت به تازگی مدیر عامل یک شرکت بزرگ شده بود. مدیر عامل قبلی یک جلسه خصوصی با او ترتیب داد و در آن جلسه سه پاکت نامه دربسته که شماره های ۱ و ۲ و ۳ روی آنها نوشته شده بود به او داد و گفت . . .
ب...
آقای اسمیت به تازگی مدیر عامل یک شرکت بزرگ شده بود...