طعم گس خرمالو»؛ آخرین داستان از مجموعهای که آرامآرام ما را به گوشههای پنهان زندگی آدمها برد؛ به تنهاییها، خاطرهها، انتخابها و حسرتهایی که گاهی پشت سادهترین لحظهها پنهان میشوند.
روایتی از طعمهایی که همیشه شیرین نیستند، اما شاید درست همان گسی، چیزی از حقیقت زندگی را در خود داشته باشد.
طعم گس خرمالو» روایت زنیست که دلبستهی خانهاش بود؛ به اتاقها، به خاطرهها، به چیزهایی که سالها در آن خانه مانده بودند و بیش از همه، به درخت خرمالویی که بخشی از زندگیاش شده بود.
اما گاهی آدم، میان ماندن در گذشته و آغاز کردن زندگیای تازه، باید انتخاب کند؛ حتی اگر دل کندن از آنچه دوست داشته، آسان نباشد.
شاید پایان داستان، اشارهای باشد به انتخاب خانهای دیگر و شروعی تازه؛ انتخابی که معنایش فراموش کردن گذشته نیست، بلکه پذیرفتن این حقیقت است که زندگی، گاهی باید در جایی دیگر ادامه پیدا کند.
و شاید به همین دلیل، آخرین طعم این داستان، شیرین نیست؛ کمی گس است… درست مثل خرمالویی که خاطرهای را با خود به همراه دارد.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است