تنهایی بود و آوای ساز دهنی و خروش رودخانه...
آنگاه که در انتظار گیر افتادن یک ماهی به قلاب ساعتها مینشست.
تا...
خودش به قلابی افتاد.قلابی که عشق و زندگیش شد و فکر میکرد چقدر این دام زیباست...عین زندگی ...
تا اینکه....
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است